ح. ژاپن
گزارش صلح بزرگ تاريخ رويدادهاي سالهاي 1318 تا 1368 عنوان عجيبي دارد، چون آن عصر عاري از آرامش بود و درواقع از ناامنترين دورههاي تاريخ ژاپن به شمار ميرود. آغاز حكومت آشيكاگا، برآمدنش سال 1338 (يعني حكومت شوگون آشيكاگا كه قدرت امپراتوري را غصب كرد، ولي نتوانست امراي بزرگ را مطيع سازد) عصر بيثباتي و حتي گاه دوران هرجومرج بود. گزارش صلح بزرگ را به كوجيما راهب يكي از صومعههاي هيئي ـ زان نسبت ميدهند كه در سال 1374 درگذشت. تحرير ديگري از اين تاريخ تا سال 1382 ادامه دارد. علاوه بر ارزش تاريخي، اين كتاب در ادبيات ژاپن تأثير بسيار چشمگيري داشته است.
يد. حقوق و جامعهشناسي
الف. اسلام
1.
مغرب. ظاهراً بهتر است اين بررسي را با اسلام آغاز كنيم، چون برجستهترين جامعهشناس عصر ابنخلدون بود. نميتوان گفت وي بر عصر مستولي بود، چون تا سدهٴ نوزدهم در غرب ناشناس ماند و حتي احتمال دارد مسلمانان هم ارزش كار او را در نيافته بودند، مگر عدهٴ كمي كه مشخصاً او را ميشناختند. عجيب آنكه اولينبار در تركيه بود كه او شهرت يافت، آن هم در سدهٴ شانزدهم. ولي اين ماجراي مرسوم در سراسر جهان است. هيچكس در ديار خويش و در روزگار خويش به پيامبري پذيرفته نميشود، مگر آنكه پيامبري دروغين و ((آواز بلند)) معاصران خويش باشد. پيامبر راستين، آنكه فراتر از زمان و مكان خويش است، بيشتر در معرض آن است كه در زمان خويش به درستي شناخته نشود.
ولي در نظر ما كه ميتوانيم ابنخلدون را در حد واقعياش ببينيم، او همچون كوهي است در ميان دشت. ميتوان او را بنيانگذار جامعهشناسي ناميد، يا ميتوان گفت از زمان ارسطو به بعد بزرگترين جامعهشناس بود. لازم نيست در اينجا به اثبات اين مطالب بپردازيم كه در يادداشت نسبتاً مبسوط مربوط به او آمده است.
چون ابنخلدون تونسي بود، ما گزارش خود را دربارهٴ اسلام از مغرب آغاز ميكنيم. اين تضاد عجيبي با نيمهٴ اول قرن دارد، كه گزارش ما به قلمرو شرق اسلام محدود شده بود. ابنخلدون يگانه مغربي نيست كه توجه را جلب ميكند، چون چند كلمهاي هم دست كم دربارهٴ دو مغربي ديگر بايد گفت.
موساي دوم از بني زيان، سلطان تلمسان از سال 1352 تا 1386 رسالهاي با عنوان واسطاتالسلوكفي سياسةالملوك نوشت. گرچه اين كتاب هدف سياسي داشت، ولي با آثاري